مرتضى راوندى

102

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

رسم اقطاع « اگر بتوان به حكايتى كه مؤلف سياستنامه آورده است اعتماد نمود ، سامانيان و غزنويان بطور كلى ، در خراسان اقطاع به كسى نمىداده‌اند ، بنا به گفتهء اين مؤلف ، « ترتيب ملوك قديم آنچنان بوده است كه اقطاع ندادندى و هركسى را بر اندازه در سال چهاربار مواجب از خزينهء نقد بدادندى . . . و عمال ، مال جمع همىكردندى و به خزانه همى آوردندى و از خزينه برين مثال هرسه ماهى يك بار دادندى . . . و اين رسم و ترتيب هنوز در خانه محمود باقى مانده است . » حقيقت اين است كه گاهى در زمان سامانيان هم ، در خراسان ، زمين به اقطاع داده مىشده است ؛ چنان كه به قول سمعانى ؛ خاندان سيمجورى كه اخلاف غلامى ترك بودند ، در قهستان ، اقطاع وسيعه داشتند . قول سمعانى را روايت تاريخ بيهق تأييد مىكند . اما اين مطلب كه در زمان پادشاهى محمود و پسرش ، مسعود غزنوى و حتى جانشينان آنان ، سپاهيان ، كارداران و مأموران وصول ماليات ، مطابق معمول ، حقوق معينى از خزانه مىگرفتند و اقطاع نداشتند با اطلاعات زيادى كه سياستنامه داده ، تأييد مىشود . واگذارى اقطاع در دوران بعد از فتوحات سلجوقيان ، با آنچه در عهد خلفاى عباسى و سامانيان و غزنويان معمول بوده فرق فاحش داشت . در اين عهد و روزگار ، دادن اقطاع به صورت « نان پارهء » موقتى به سپاهيان در مىآيد و در نتيجه ، نوع جديدى از مالكيت و رتب و مناصب اشرافى ايجاد مىگردد . و بسرعت زياد پيشرفت مىكند . « متقبل » ، در زمان هارون الرشيد ، روستاييان را مىچاپيد ، مازاد هنگفتى ، علاوه بر ميزان خراج براى خود دريافت مىداشت . همچنين عمال عباسيان و سامانيان و غزنويان ، كشاورزان را لخت مىكردند ، زمين را از دست آنان مىگرفتند و عملا تبديل به اشراف مىشدند . اما اينهمه از نظر خليفه يا سلطان ، تخلف از قانون شمرده مىشد . عامل اصولا كارى جز وصول ماليات نداشت . حتى امير يك ولايت در عهد غزنويان ، ملزم بود كليهء خراجى را كه جمع كرده است به خزانه بدهد و سپس ، حقوق خود را از خزانه دريافت دارد . با برقرارى سيستم اقطاع ، آنچه قبلا نام سوءاستفاده داشت ، صورت مشروع و مجاز به خود گرفت . نظام الملك ، بيهوده خاطر نشان مىكند كه اقطاع‌دار جز يك كارمند دولت نيست كه مكلف است « ماليات قانونى را جمع‌آورى كند و نبايد از قدرت خود بر روستاييان سوءاستفاده نمايد . » اقطاع‌دار بر خلاف مأمور پيشين وصول ماليات ، نه تنها حق دريافت سهمى از خراج را داشت بلكه مجاز بود كه به شرط انجام خدمت ، بهرهء اضافى را ، به نفع خود ، برداشت نمايد . » « 1 » شهرنشينان يا بورژواها و بازرگانان به نظر آ . ى . برتلس ، « قرن نهم تا يازدهم ميلادى ( قرن سوم تا پنجم هجرى ) براى آسياى ميانه و ايران ، دوران پيشرفت سريع صنعت و تجارت و به عبارت ديگر ، دوران رشد و ترقى شهرها بود . بسط و توسعهء معاملات نقدى و جنسى و جدا شدن كامل صنعت از اقتصاد روستايى ، بتدريج ، كار را بدانجا رسانيد كه عده‌اى از اشراف صاحب زمين كه در شهر مىزيستند ، به نحوى از انحاء ، به صنعت و تجارت دلبستگى پيدا كردند و بازرگانان و رباخواران و كارگزاران شهرنشين اكثرا صاحب زمين شدند . چنان كه اى . پ . پتروشفسكى نشان داده است ، قشر طبقهء فئودالها كه با

--> ( 1 ) . ناصرخسرو و اسماعيليان ، پيشين . ص 40 - 36 ( به اختصار ) .